امتیاز «تمایل به برند» (Consideration) برای کلود و OpenAI در میان نسل زد طی سه ماهه دوم سال دو برابر شده است؛ با این حال، هنوز تنها ۲۸ درصد از آمریکایی ها برای دریافت پاسخ به دستیارهای هوش مصنوعی اعتماد دارند. این شکاف بزرگ، باید برنامه های بهینه سازی موتورهای تولیدگر (GEO) را دستخوش تغییر کند.
امتیازِ تمایل و توجه به برند (Consideration) برای دستیار هوش مصنوعی کلود (Claude) در میان بزرگسالان نسل زد (Gen Z) در ایالات متحده، در سه ماهه دوم سال ۲۰۲۶ تقریباً دو برابر شد و از ۱۴.۲ درصد به ۲۸.۱ درصد رسید. این بالاترین امتیازی است که یک برند در جدیدترین رتبه بندی موسسه تحقیقاتی YouGov کسب کرده است. شرکت OpenAI نیز امتیاز خود را بیش از دو برابر کرد و از ۱۰.۱ درصد به ۲۲.۱ درصد جهش یافت.
اگر شما از آن دسته مدیرانی هستید که فقط دوشنبه ها ترافیک ارجاعی (Referral Traffic) و سهم استنادها (Citation Share) را در سایتتان چک می کنید و پرونده هوش مصنوعی را در ذهن خود می بندید، باید بدانید که این اعداد چیزی را اندازه گیری می کنند که لاگ های ارجاعی سرور هرگز به شما نشان نخواهند داد. واقعیت این است که نسل زد (متولدین اواخر دهه ۷۰ تا اوایل دهه ۹۰ شمسی) فقط در حال استفاده از این محصولات نیستند؛ بلکه بخش فزاینده ای از آن ها اکنون به کلود و OpenAI دقیقاً همان گونه نگاه می کنند که به یک برند محبوب کفش کتانی (مثل نایکی) یا یک سرویس استریم (مثل نتفلیکس یا فیلیمو) نگاه می کنند.
موسسه YouGov دقیقاً چه چیزی را اندازه گیری کرده است؟
این یافته ها، هسته اصلی گزارش جدیدی با عنوان «برندهای در حال ظهور در میان نسل زد در ایالات متحده در سال ۲۰۲۶» است که موسسه YouGov این هفته با من به اشتراک گذاشت. این شرکت به صورت روزانه بیش از ۲۰۰۰ برند را از طریق شاخص YouGov BrandIndex ردیابی می کند و ۱۰ برندی را که سریع ترین پیشرفت فصلی را در شاخص «تمایل» (Consideration) داشته اند، رتبه بندی کرده است. منظور از تمایل، درصد افرادی است که می گویند در خریدهای بعدی خود، خرید از این برند را در نظر خواهند گرفت.
روبن استینز (Reuben Staines)، مدیر بازاریابی YouGov در آمریکا، این تحلیل را مستقیماً برای من ارسال کرد و به مواردی اشاره کرد که از نظر او در این رتبه بندی شگفت انگیز بودند. برند Johnnie Walker (یک برند شناخته شده بین المللی نوشیدنی) در صدر این لیست قرار گرفت و میزان تمایل به آن در میان نسل زد (که به سن قانونی رسیده اند) از ۷.۵ درصد به ۲۰.۰ درصد افزایش یافت؛ دستاوردی که پشتوانه آن یک کمپین تبلیغاتی تازه نفس به نام “Keep Walking” بود که در رسانه های استریم، شبکه های اجتماعی و تبلیغات محیطی (OOH) اجرا شد. اما نکته جالب اینجاست که OpenAI و Claude نیز در کنار این برند در لیست ۱۰ تای برتر قرار گرفتند. پلتفرم ChatGPT نیز که به طور جداگانه در این شاخص ردیابی می شود، رشد بیش از ۵۰ درصدی را تجربه کرد و از ۱۶.۳ درصد به ۲۵.۴ درصد رسید.

تصویر تحلیلی و داشبورد داده که جهش دو برابری محبوبیت و در نظر گرفتن برندهای کلود و چت جی پی تی در میان نسل زد را نشان می دهد.
فراتر از کلیشه های سنی؛ وقتی هوش مصنوعی به یک برند روزمره تبدیل می شود
بازاریابان عاشق این هستند که به همان شیوه ای که در گذشته به دنبال جلب نظر «هزاره ها» (Millennials) بودند، حالا روی «نسل زد» تمرکز کنند؛ گویی یک بازه سال تولد به تنهایی می تواند اطلاعاتی به شما بدهد که یک دسته بندی رفتاری دقیق قادر به ارائه آن نیست! (نکته تخصصی: ما در آژانس دانش وب، هنگام طراحی کمپین های دیجیتال مارکتینگ همواره تاکید می کنیم که تارگتینگ بر اساس رفتار کاربر و پرسونای دقیق، بسیار موثرتر از دسته بندی های کلیشه ای سنی است). مایکل دیموک، رئیس مرکز تحقیقات پیو (Pew Research)، پیش از این همین نظر را درباره برچسب های نسلی بیان کرده بود و من نیز قبلاً درباره نظرسنجی هایی که بیش از حد بر روی گروه های سنی تکیه می کنند، این استدلال را مطرح کرده ام.
با این حال، عددی که در اینجا ارزش توجه دارد، صرفاً این نیست که نسل زد به طور خاص روی خوش به کلود و OpenAI نشان داده است. نکته مهم این است که دو شرکت فعال در حوزه هوش مصنوعی توانسته اند در همان رتبه بندی فصلی ای قرار بگیرند که برندهای مصرفی و باسابقه ای مانند REI (تجهیزات فضای باز) و Dove Baby در آن حضور دارند. یک سال پیش، نوشتن چنین جمله ای بسیار عجیب به نظر می رسید، اما امروز این یک واقعیت مبتنی بر داده های ردیابی برند است.
دستیار گوگل (Google Assistant) هشداری برای نحوه خوانش این نمودار است
رشد دستیار صوتی گوگل (Google Assistant)، تصویر این گزارش را پیچیده تر می کند. امتیاز تمایل به این ابزار از ۸.۱ درصد به ۱۵.۸ درصد صعود کرد، آن هم در فصلی که گوگل فعالانه در حال دور کردن کاربران از Assistant و هدایت آن ها به سمت جمینای (Gemini) بود! این اتفاق پس از موج معرفی قابلیت های جمینای در رویداد Google I/O در ماه می و همچنین عرضه اولین اسپیکر هوشمند جدید این شرکت پس از شش سال رخ داد.
این رشد، نشان دهنده پیروزی یک برند به پشتوانه یک کمپین تبلیغاتی نیست؛ بلکه بیشتر شبیه به «شناخت نامِ باقی مانده در ذهن مخاطب» (Residual Name Recognition) است که به واسطه اخبارِ مرتبط با شرکت اصلی، دوباره اوج گرفته است. این موضوعِ بسیار مهمی است که باید به خاطر بسپارید؛ دفعه بعد که یک نمودار «تمایل به برند» را می بینید، آن را به عنوان یک سیگنال بی نقص از یک استراتژی عمدی و حساب شده در نظر نگیرید. (در دنیای سئو نیز این اتفاق رایج است؛ گاهی افزایش سرچ نام برند شما، نه به خاطر سئوی سایت، بلکه به دلیل یک موج خبری یا رویداد آفلاین است).

تصویر مفهوم گرایانه تکنولوژی که نشان دهنده تغییر نقش دستیارهای صوتی قدیمی به مدل های هوشمند نسل جدید و شناخت برند در ذهن مخاطب است.
برند REI ثابت می کند که این رتبه بندی، مخفیانه داستانِ هوش مصنوعی نیست
برند تجهیزات کمپینگ و طبیعت گردی REI نیز جایگاه مهمی در این بحث دارد، حتی اگر فقط برای اثبات این موضوع باشد که این رتبه بندی، داستان پنهانِ تسخیر بازار توسط هوش مصنوعی با لباسِ مبدل نسل زد نیست! امتیاز تمایل به این برند به لطف یک فروش ویژه بهاری که در آن بیش از ۶۰۰۰ محصول تخفیف خوردند و پوشش خبری گسترده ای در مجلات سبک زندگی و طبیعت گردی پیدا کرد، از ۹.۰ درصد به ۱۷.۲ درصد رسید. برندهای دیگری مثل Stacy’s، Philips، Bridgestone، Dove Baby و Bumble Bee نیز همگی رشدهای واقعی ثبت کردند.
هیچ کدام از این موفقیت ها ربطی به GEO (سئوی هوش مصنوعی)، مرورهای هوش مصنوعی گوگل (AI Overviews) یا چت بات ها ندارند. این موفقیت ها حاصل زمان بندی فصلی، هزینه های تبلیغاتی و تقاضای بازار هستند که کار همیشگی خود را انجام می دهند. این دقیقاً همان بخشی از رتبه بندی است که من از یک مشتری می خواهم پیش از آنکه نتیجه بگیرد “تمایل نسل زد اکنون فقط حول محور دسته بندی هوش مصنوعی می چرخد”، آن را با واقعیت های کف بازار تطبیق دهد.
آنتروپیک (Anthropic) و OpenAI چگونه به اینجا رسیدند؟
آنتروپیک (سازنده کلود) و OpenAI مسیر یکسانی را برای رسیدن به این جایگاه طی نکردند. آنتروپیک از اولین تبلیغ خود در مسابقات سوپربول (Super Bowl) استفاده کرد تا تنها یک پیام را منتقل کند: اینکه کلود قرار است بدون تبلیغات باقی بماند. آن ها در طول فصل با عرضه سرویس های Claude Cowork، Claude Design، مدل های جدیدتر و کاهش محدودیت های استفاده برای کاربران، این ادعا را در عمل ثابت کردند. در مقابل، OpenAI به یک کمپین پرمخاطب در سوپربول با محوریت مدل Codex تکیه کرد و در طول فصل بهار، به طور مداوم مدل پیش فرض ChatGPT را به روزرسانی و اصلاح کرد.
در مطالعه دیگری از YouGov که ماه گذشته درباره آن نوشتم (یک نظرسنجی در ۱۹ بازار جهانی درباره رفتار جستجو)، میزان اعتماد کاربران آمریکایی به دستیارهای هوش مصنوعی تنها ۲۸ درصد برآورد شد. این یعنی ۴۲ پله پایین تر از اعتمادی که جستجوکنندگان به یک موتور جستجوی سنتی (مثل سرچ گوگل) دارند و حتی بسیار پایین تر از اعتماد به برنامه های نقشه خوان و مسیریاب.
اگر این دو مطالعه را کنار هم بگذارید، با یک «شکافِ به شدت ناراحت کننده» مواجه می شوید؛ به خصوص برای کسانی که در حال ساخت استراتژی GEO (بهینه سازی برای موتورهای تولیدگر) بر بستر پلتفرم های هوش مصنوعی هستند. ظاهراً نسل زد مشکلی با این ندارد که خرید یا استفاده از خدمات کلود و OpenAI را بررسی کند؛ اما بخش بسیار کوچک تری از کل مردم آمریکا آماده اند تا برای دریافت یک پاسخ واقعی و مبتنی بر فکت، به هر یک از این دو پلتفرم اعتماد کنند. توجه کنید: «تمایل به برند» و «اعتماد»، دو ارز کاملاً متفاوت در بازار هستند.
این شکاف، در حال حاضر بزرگ ترین فرصت برای متخصصان سئو (SEO) است و بسیار کاربردی تر از خودِ اعداد رتبه بندی برندهاست.

طرح مفهومی نشان دهنده پل شکسته یا فاصله میان جذابیت برندهای هوش مصنوعی و نرخ اعتماد پایین ۲۸ درصدی کاربران به اطلاعات تولیدی.
۳ راهکار برای بهره برداری از این شکاف (The Trust Gap)
برای بهره برداری از این شکاف و تبدیل آن به فرصت، توصیه های زیر را جدی بگیرید:
۱. ارزیابی چندوجهی هوش مصنوعی
دیگر با «میزان دیده شدن در هوش مصنوعی» (AI Visibility) به عنوان یک متریک واحد و یکپارچه برخورد نکنید. شاخص های «تمایل به برند» و «آگاهی از برند» را برای پلتفرم های هوش مصنوعیِ مورد استفاده مخاطبانتان، به عنوان یک سیگنال مجزا پیگیری کنید. این سیگنال ها با اینکه آیا محتوای شما آن قدر معتبر هست که هوش مصنوعی به آن ارجاع (Citation) دهد یا خیر، کاملاً متفاوت اند. این دو متریک در خطوط زمانی متفاوتی حرکت می کنند؛ یکی به تبلیغات و اخبار محصول واکنش نشان می دهد، و دیگری به اعتبار منبع و دقت اطلاعات وابسته است.
۲. توجه به عوامل محرک واقعی
بررسی کنید که در این سه ماهه چه چیزی واقعاً عقربه «تمایل به برند» را جابه جا کرده است. پاسخ، تاکتیک های GEO نبود! برند Johnnie Walker از رسانه های پولی، استریمینگ و تبلیغات محیطی استفاده کرد. شرکت REI کمپین فروش فصلی راه انداخت و توانست روابط عمومی (PR) و پوشش خبری رسانه های سبک زندگی را به دست آورد. اگر تمام برنامه ریزی شما برای سال ۲۰۲۶ این است که فقط در خروجی های هوش مصنوعی (AI citations) دیده شوید، این رتبه بندی به شما یادآوری می کند که برندسازی در کانال های وسیع و متنوع بازاریابی، هنوز هم تمایل مصرف کننده را به حرکت درمی آورد و اغلب سریع تر از بهینه سازی محتوا عمل می کند. (ما در دانش وب با طراحی سایت های استاندارد و اجرای کمپین های جامع بازاریابی دیجیتال، دقیقاً همین حضور همه جانبه را برای برند شما رقم می زنیم).
۳. تمرکز محتوا بر جلب اعتماد
استراتژی محتوا و روابط عمومی (PR) خود را مشخصاً حول محور پر کردن «شکاف اعتماد» بنا کنید، نه صرفاً ایجاد آگاهی (Awareness). استفاده از منابع معتبر و نام دار، ارائه داده های قابل راستی آزمایی، و شفافیت در روش های کار، مواردی هستند که طبق تحقیقات خود YouGov، می توانند آن عدد ۲۸ درصدیِ اعتماد را افزایش دهند. اگر فقط به دنبال بالا بردن اعداد «بازدید و تمایل» باشید اما به این سوال پاسخ ندهید که چرا مردم هنوز به پاسخ های هوش مصنوعی اعتماد ندارند، در نهایت فقط یک عادتِ وب گردی موقت برای کاربران ایجاد کرده اید، نه یک استناد و رفرنس معتبر.
مرحله «تمایل به برند» (Consideration) تنها نقطه شروع مسابقه است، نه خط پایان. کلود و OpenAI نشان داده اند که می توانند توجه نسل زد را برای یک دوره سه ماهه جلب کنند. اما اینکه این توجه چه سرانجامی خواهد داشت و آیا این پلتفرم ها به منابعی قابل اعتماد تبدیل می شوند که مردم واقعاً به آن ها استناد کرده و بر اساسشان عمل کنند، هنوز در هاله ای از ابهام است. من ترجیح می دهم استراتژی مارکتینگ خود را بر اساس پاسخِ سوال دوم (جلب اعتماد) بسازم تا اینکه بخواهم پیروزی در سوال اول را جشن بگیرم.

تصویر تیم دیجیتال مارکتینگ و سئو در حال تحلیل استراتژی های محتوایی و بهینه سازی GEO برای پر کردن شکاف اعتماد کاربران.
نتیجه گیری
در عصر گذار به سمت جستجوی مبتنی بر هوش مصنوعی (AI Search)، رفتار کاربران نشان می دهد که آن ها از تکنولوژی های جدید مانند ChatGPT و Claude هیجان زده اند و آن ها را به چشم برندهای جذاب می بینند؛ اما وقتی پای تصمیم گیری های مهم و اعتماد به اطلاعات به میان می آید، همچنان به دنبال منابع موثق، انسانی و تایید شده می گردند. اینجاست که اهمیت یک سایت قدرتمند و معتبر مشخص می شود. حضور برندها در پاسخ های هوش مصنوعی (GEO) زمانی ارزشمند است که محتوای شما بر اساس اصول E-E-A-T (تجربه، تخصص، اعتبار و اعتماد) تولید شده باشد. ما در دانش وب، با ترکیب طراحی سایت حرفه ای و استراتژی های سئوی کلاه سفید، زیرساختی را برای کسب وکار شما فراهم می کنیم که نه تنها هوش مصنوعی بتواند محتوای شما را به درستی درک کند، بلکه مخاطب نهایی نیز به آن به عنوان یک منبع تخصصی، کاملاً اعتماد نماید. فراموش نکنید: جلب توجه مخاطب راحت است، اما «اعتماد» سرمایه ای است که با سئو و معماری اصولی ساخته می شود.