حجم جستجو یکی از کلیدی ترین معیارها در تحقیق کلمات کلیدی است. در این مقاله محدودیت های این شاخص را بررسی می کنیم و یاد می گیریم که چگونه برای موفقیت در سئو، بیشترین بهره را از حجم جستجوی کلمات کلیدی ببریم.
حجم جستجوی کلمات کلیدی یکی از پرکاربردترین معیارها برای تحقیق کلمات کلیدی است، اما در عین حال یکی از مفاهیمی است که بیشترین سوءتفاهم ها درباره آن وجود دارد.
این راهنما قرار است برخی از این باورهای غلط درباره حجم جستجو را برطرف کند، روش های استفاده صحیح از آن را به شما نشان دهد و چندین کاربرد عملی آن را برای سئو با جزئیات بررسی کند.
حجم جستجوی کلمه کلیدی چیست؟
حجم جستجوی کلمه کلیدی (Keyword Search Volume) به تعداد دفعاتی گفته می شود که یک کلمه کلیدی مشخص، در یک موتور جستجو و در یک بازه زمانی معین، توسط کاربران جستجو شده است.
از حجم جستجوی کلمه کلیدی چگونه استفاده می شود؟
در بهینه سازی ارگانیک برای موتورهای جستجو (SEO)، کاربرد اصلی حجم جستجو در مرحله «تحقیق کلمات کلیدی» است تا اطلاعات مفید زیر به دست آید (که در بخش پایانی این راهنما مفصل تر به آن ها پرداخته ایم):
- پتانسیل کلمه کلیدی برای جذب ترافیک.
- سطح سختی و رقابت بر سر یک کلمه کلیدی.
- تخمین میزان ترافیک ورودی.
- تعیین فصلی بودن (Seasonality) کلمه کلیدی.
حجم جستجو چگونه محاسبه و تعیین می شود؟
دو روش رایج برای تعیین حجم جستجوی کلمات کلیدی وجود دارد:
۱. ابزار Google Ads Keyword Planner
اولین و رایج ترین منبع، آماری است که خود موتورهای جستجو مانند گوگل ارائه می دهند. گوگل این آمار را در ابزار Keyword Planner خود گزارش می کند.
چند نکته مهم که باید درباره این ابزار بدانید:
- این ابزار در اصل برای تحقیق کلمات کلیدی مرتبط با تبلیغات گوگل (Google Ads) طراحی شده است، بنابراین آمار همه کلمات کلیدی در آن گزارش نمی شود.
- برای دسترسی به Keyword Planner باید یک حساب کاربری Google Ads داشته باشید.
- اعداد مربوط به حجم جستجو در کیورد پلنر، تخمین هایی کلی هستند و اغلب آمار کلمات کلیدی مشابه را با هم ترکیب و تجمیع می کنند. همچنین این اعداد معمولاً گِرد می شوند.
- گزارش های حجم جستجو در این ابزار با تاخیر زمانی همراه است؛ بنابراین برای کلمات کلیدی جدید و ترندهای نوظهور چندان کارآمد نیست.
- کیورد پلنر به صورت پیش فرض میانگین حجم جستجو در ۱۲ ماه گذشته را نشان می دهد. در نتیجه، عدد گزارش شده مربوط به ماه اخیر نیست، بلکه مجموع جستجوهای یک سال گذشته تقسیم بر ۱۲ است.
همچنین به خاطر داشته باشید که کیورد پلنر تفکیکی بین انواع دستگاه ها (موبایل در برابر دسکتاپ) قائل نمی شود. اعداد گزارش شده تخمین هایی بر اساس تجمیع دستگاه ها و رسانه های جستجوی مختلف هستند. ما در تیم دانش وب همواره به مشتریان طراحی سایت و سئوی خود تاکید می کنیم که نباید به اعداد این ابزار به عنوان وحی مُنزل نگاه کنند، بلکه باید آن را یک قطب نمای کلی در نظر بگیرند.
علاوه بر این، گوگل در حال پنهان کردن حجم جستجوی کلمات کلیدیِ بیشتری در حوزه های حساس اجتماعی یا قانونی است؛ حتی اگر بتوان برای آن کلمات در گوگل تبلیغ رفت.
گوگل اغلب برای کلماتی که ابزارهای مبتنی بر داده های کلیک استریم (Clickstream) نشان می دهند دارای حجم جستجو هستند، عدد صفر را گزارش می کند! به عنوان مثال، ممکن است کلماتی مثل [طراحی سایت فروشگاهی] و [ساخت سایت فروشگاهی] را در یک گروه قرار دهد و آمار دقیق هر کدام را مخدوش کند.

اینفوگرافیک مقایسه ای بین تخمین های تجمیعی Google Ads Keyword Planner و داده های مستقیم کلیک استریم کاربران.
۲. داده های کلیک استریم (Clickstream Data)
منبع دیگر برای به دست آوردن حجم جستجو، داده های کلیک استریم است. این داده ها از نمونه گیری رفتار کاربران واقعی به دست می آید؛ که اغلب از طریق افزونه های مرورگری که کاربران به صورت داوطلبانه نصب کرده اند، جمع آوری می شود (بسیاری از ابزارهای معروف سئو مثل Ahrefs و KWFinder از این روش استفاده می کنند).
مهم است بدانید که داده های کلیک استریم نیز همچنان یک «تخمین» هستند. دقت آن ها به تعداد و نوع کاربران بررسی شده، روش نمونه گیری و فرمول های ریاضیِ استفاده شده برای استخراج تخمین بستگی دارد.
مزایای داده های حجم جستجوی مبتنی بر کلیک استریم نسبت به Keyword Planner عبارتند از:
- محدود به کلمات کلیدیِ دارای تبلیغ در گوگل یا کلماتی که توسط گوگل «سانسور» نشده اند، نیست.
- می تواند تفاوت های ظریف بین کلمات کلیدی مشابه را تشخیص دهد.
- به روزتر و در لحظه تر (Real-time) است و کلمات کلیدی جدید و ترند شده را شامل می شود.
با این حال، همان طور که گفته شد، باید به خاطر داشته باشید که اعتبار هرگونه تخمینِ مبتنی بر کلیک استریم، مستقیماً به کیفیت منابع داده و متدولوژی آن ها بستگی دارد.
داده های حجم جستجو چقدر قابل اتکا هستند؟
همان طور که در بخش قبل توضیح داده شد، تمام داده های موجود درباره حجم جستجو بر اساس تخمین و برون یابی به دست می آیند. هیچ داده ی دقیق و واقعی از حجم جستجو در دسترس نیست و احتمالاً هرگز هم نخواهد بود.
با این وجود، حتی حجم جستجوی تخمینی هم می تواند بسیار مفید باشد. برای مقایسه معتبر بین کلمات کلیدی، نیازی به داشتن اعداد دقیق و قطعی ندارید. اگر تخمین ها از یک منبع واحد و با یک متدولوژی یکسان استخراج شوند، فاصله نسبی بین هر دو کلمه کلیدی و مقایسه روند کلی آن ها در طول زمان، برای تصمیم گیری های درست به اندازه کافی دقیق خواهد بود. همچنین فراموش نکنید که حجم جستجو اغلب فصلی است و همیشه ثابت نمی ماند.
آیا باید کلمات کلیدی با حجم جستجوی پایین را برای سئو نادیده بگیرم؟
پاسخ کوتاه: خیر!
پاسخ طولانی تر: مثل همیشه در سئو، جواب این است: «بستگی دارد.»
اگرچه ممکن است منطقی به نظر برسد که کلمات با جستجوی پایین را به این فرض که ترافیک کمی می آورند نادیده بگیریم، اما تجربه های عملی در دنیای واقعی این فرض را رد می کنند.
اول از همه، به یاد داشته باشید که ارتباط مستقیم و قطعی بین حجم جستجو و ترافیک، یک افسانه است.
دوم اینکه، کلمات کلیدی با حجم پایین می توانند «بازیکنان تیمی» بسیار ارزشمندی در استراتژی های محتوایی باشند. ما در دپارتمان دیجیتال مارکتینگ دانش وب بارها شاهد بوده ایم که هدف گذاری روی همین کلمات به ظاهر کم اهمیت، بالاترین نرخ تبدیل (Conversion Rate) را برای کسب وکارها به ارمغان آورده است.

تصویر شبکه ای از هسته اصلی (Pillar Content) متصل به صفحات اقماری (Spoke Pages) بر پایه کلمات کلیدی دم دراز و کم جستجو.
کلمات کلیدی کم جستجو و خوشه های موضوعی (Topic Clusters)
خوشه های موضوعی (که گاهی هاب های محتوایی نیز نامیده می شوند) از یک صفحه «پایه» (Pillar) تشکیل شده اند که معمولاً کلمه کلیدی اصلی و پرجستجوی یک موضوع مهمِ سایت را هدف قرار می دهد. در کنار آن، صفحات محتوایی متعددی (Spoke/Satellite) وجود دارند که به صفحه پایه لینک می دهند و به زیرموضوعات بسیار دقیق تری از موضوع اصلی می پردازند.
وقتی این رویکرد به صورت استراتژیک اجرا شود، می تواند نتایج چشمگیری به همراه داشته باشد؛ زیرا به موتورهای جستجو سیگنال می دهد که سایت شما در آن موضوع مرجع (Authority) است و تمام جوانب آن را پوشش داده اید. موتورهای جستجو مانند گوگل ترجیح می دهند کاربران را به سایت هایی بفرستند که می توانند نیازهای مرتبط بیشتری از کاربر را برطرف کنند.
کلمات کلیدی با جستجوی پایین اگر مرتبط با موضوع پایه باشند، منابع بسیار خوبی برای ایده های محتواییِ صفحات اقماری هستند. این کلمات اغلب از نوع Long-tail (کلمات دم دراز) هستند؛ به این معنی که نسبت به کلمات اصلی، نیت (Intent) بسیار دقیق تری از جستجوگر را هدف می گیرند. (مثلاً «خرید کفش ورزشی نایک مدل پگاسوس مشکی» به جای کلمه پرجستجوی «کفش ورزشی»).
این یعنی اگرچه صفحاتی که برای یک کلمه کلیدی دم دراز بهینه سازی شده اند ممکن است به تنهایی ترافیک عظیمی ایجاد نکنند، اما:
وقتی در مجموع بررسی شوند، می توانند ترافیک قابل توجهی برای سایت بیاورند که در غیر این صورت هرگز جذب نمی شد.
چون نیت خاصی از کاربر را هدف قرار می دهند (به جای ارائه اطلاعات عمومی)، می توانند نرخ تبدیل و فروش بسیار بیشتری ایجاد کنند.
کلمات کلیدی کم جستجو و صنایع نیچ (Niche)
کاربرد دیگر کلمات کم جستجو در صنایعی است که کلاً حجم جستجوی بالایی در آن ها وجود ندارد؛ یعنی صنایع یا موضوعات اصطلاحاً «نیچ» (گوشه ای و تخصصی).
با اینکه در دنیای سئو معمولاً به دنبال بردهای بزرگ و بهینه سازی هایی برای ترافیک های میلیونی هستیم، اما در واقعیت، کسب وکارهای بسیار زیادی وجود دارند که بقا و موفقیتشان وابسته به همین ترافیک های کم اما بسیار هدفمند است. (مثل فروش تجهیزات تخصصی پزشکی).
با این حال، چون Keyword Planner گوگل تمایل دارد کلمات کم جستجو را کمتر از حد واقعی نشان دهد یا صفر در نظر بگیرد، متخصصان سئو در صنایع نیچ باید به سراغ ابزارهای پیشرفته تری بروند که از منابع و محاسبات مستقل خودشان برای حجم جستجو استفاده می کنند. در اینجا تحلیل رقبا و بررسی سایت های معتبر در حوزه نیچِ شما نیز می تواند کلمات کلیدی ارزشمندی را که پیدا کردنشان دشوار است، آشکار کند.

داشبورد تحلیلی نشان دهنده فراز و فرودهای فصلی کلمات کلیدی در طول سال، شاخص سختی کلمه و نرخ کلیک (CTR).
آیا Google Trends یک ابزار حجم جستجو است؟
گوگل ترندز یک ابزار رایگان و مفید است که محبوبیت نسبی یک عبارت جستجو را در طول زمان نشان می دهد. شاید این تعریف شبیه به «حجم جستجو» به نظر برسد، اما تفاوت های ظریف و مهمی وجود دارد.
معیار اصلی در گوگل ترندز، حجم واقعی جستجوها برای یک موضوع نیست. بلکه یک «امتیاز» نرمال شده در مقیاس ۰ تا ۱۰۰ است که فراوانی نسبی جستجوی یک موضوع را در مقایسه با کل جستجوهای انجام شده در طول زمان نشان می دهد.
با این وجود، ترندز می تواند مکمل ارزشمندی برای تحقیق کلمات کلیدی شما باشد؛ زیرا به شما کمک می کند بفهمید موضوعات شما چقدر محبوب هستند و آیا سوار بر موج صعودی یک ترند قرار دارید یا خیر.
چگونه از حجم جستجو برای سئو استفاده کنیم؟
حالا که درک بهتری از چیستی حجم جستجو، نحوه محاسبه و محدودیت های آن دارید، بیایید به سراغ کاربردهای عملی آن برویم.
۱. تعیین ارزش بالقوه یک کلمه کلیدی
شاید به لحاظ شهودی به نظر برسد هرچه حجم جستجوی یک کلمه بیشتر باشد ترافیک بیشتری می آورد، اما در واقعیت فاکتورهای دیگری هم روی پتانسیل جذب ترافیک تاثیر می گذارند:
- میزان ارتباط کلمه کلیدی با سایت و مخاطب شما.
- نرخ کلیک (CTR) واقعی روی نتایج جستجو.
نرخ کلیک می تواند به شدت تحت تاثیر ویژگی های صفحه نتایج گوگل (مثل گراف دانش، ویدیوها و…) قرار بگیرد؛ به طوری که نیاز کاربر بدون نیاز به کلیک روی هیچ سایتی برطرف شود. بنابراین هنگام اولویت بندی کلمات کلیدی، حجم جستجو باید تنها یکی از فاکتورهای تصمیم گیری باشد.
۲. ارزیابی سطح سختی نسبی یک کلمه کلیدی
به طور کلی، هرچه حجم جستجوی یک کلمه بالاتر باشد، رقابت برای آن در نتایج گوگل (SERP) بیشتر است. این یعنی برای رتبه گرفتن در آن کلمه باید تلاش، زمان و هزینه بیشتری صرف کنید.
بسیاری از ابزارهای سئو این موضوع را در قالب امتیازی به نام Keyword Difficulty (سختی کلمه کلیدی) بیان می کنند که حجم جستجو یکی از فاکتورهای محاسبه آن است. یک ابزار خوب، سختی کلمه را فقط بر اساس حجم جستجو نمی سنجد، بلکه فاکتورهای دیگر (مثل قدرت دامنه رقبا) را هم در نظر می گیرد. گاهی اوقات یک کلمه پرجستجو سختی کمی دارد، اما باید بررسی کنید چرا! شاید رقبای شما هنوز این فرصت را کشف نکرده اند، و شاید هم آن کلمه اصلاً ترافیک مفیدی برای شما ایجاد نمی کند.
۳. تخمین پتانسیل ترافیک (شاید!)
من عمداً از کلمه «تخمین» استفاده کردم، زیرا این که حجم جستجوی بیشتر مساوی است با پتانسیل ترافیک بالاتر، یک افسانه است. البته در شرایط ایده آل هرچه افراد بیشتری جستجو کنند، احتمال کلیک روی سایت شما بیشتر است؛ اما شرایط ایده آل همیشه برقرار نیست.
به عنوان مثال، ممکن است چند نتیجه اول برای یک کلمه کلیدیِ پرجستجو آن قدر قوی و جامع باشند که تمام کلیک ها را ببلعند! حتی اگر در صفحه اول و لینک دهم باشید، ممکن است ورودی چندانی نگیرید. دلیل دیگر، ویژگی هایی مثل Featured Snippets (پاسخ های ویژه گوگل در بالای نتایج) است که ممکن است به پدیده Zero-click (جستجوی بدون کلیک) منجر شود.
۴. تعیین فصلی بودن (Seasonality)
ابزاری که روند ماهانه جستجوی یک کلمه کلیدی را نشان می دهد، بهترین راهنما برای درک تاثیر زمان و فصل بر روی کلمات کلیدی است. به یاد داشته باشید که عدد گزارش شده توسط Google Ads میانگین ۱۲ ماهه است و نوسانات فصلی را نشان نمی دهد.
برای یک سایت فروشگاهی، این دانش می تواند فوق العاده حیاتی باشد تا بدانند چه زمانی باید روی یک محصول یا دسته بندی خاص تمرکز کنند. به عنوان مثال، جستجو برای کلماتی مثل «خرید پالتو» یا «کاپشن زمستانی» از اواسط پاییز شروع به رشد می کند و در آذر و دی ماه به اوج می رسد. با این حال، همه الگوهای فصلی به این سادگی قابل حدس نیستند، بنابراین استفاده از ابزارهای ترندینگ می تواند بینش هایی فراتر از سئو (برای تامین کالا و مدیریت انبار) به شما بدهد.
نتیجه گیری
در دنیای پررقابت امروز، صرفاً تکیه بر اعداد خام و ظاهری در تحقیق کلمات کلیدی نمی تواند تضمین کننده موفقیت باشد. حجم جستجو (Search Volume) با وجود اهمیت بالایی که دارد، تنها یک قطعه از پازل سئو است. برای پیروزی واقعی در میدان دیجیتال مارکتینگ، شما باید نیت کاربر (Search Intent)، میزان سختی کلمه، الگوهای فصلی و پتانسیل واقعی نرخ کلیک را به طور همزمان تحلیل کنید. کلمات کلیدی دم دراز و کم جستجو را دست کم نگیرید، چرا که همین کلمات با هدف گیری دقیق مخاطب، می توانند نرخ تبدیل بسیار بالاتری را نسبت به کلمات عمومی رقم بزنند. در تیم دانش وب، ما همیشه بر این باوریم که ترکیب هوشمندانه کلمات پرجستجو در صفحات اصلی و کلمات تخصصی کم جستجو در خوشه های موضوعی (Topic Clusters)، کلید طلایی برای ساخت یک استراتژی سئوی پایدار، قدرتمند و پول ساز است.